
ولادت فرخنده آخرین ذخیره الهی و یگانه منجی عالم بشریت، حضرت مهدی(عج) بر شیعیان و شیفتگان آن حضرت مبارک باد.

نام: موسی علیه السلام
پدر و مادر: امام صادق علیه السلام و حمیده
شهرت: عبد صالح، کاظم، باب الحوائج
کنیه: ابوالحسن، ابو ابراهیم
زمان و محلّ تولّد: صبح روز یکشنبه 7 صفر سال 128 قمری در روستای «ابواء» واقع در بین مکه و مدینه.
زمان و محلّ شهادت: 25 رجب سال 183 قمری، در زندان هارون، در بغداد در سن 55 سالگی، به دستور هارون مسموم شده، و به شهادت رسید.
مرقد شریف: شهر کاظمین (نزدیک بغداد)
دوران زندگی: دو بخش:
1_ دوران قبل از امامت، از سال 128 تا 148 قمری، (20سال)
2_ دوران بعد از امامت، از سال 148 تا 183 (35سال) که در عصر طاغوتهایی به نامهای: منصور دوانیقی، مهدی عبّاسی، هادی عبّاسی و هارون الرّشید بود، و بیشتر دوران امامتش (23سال و دو ماه و 17 روز) در عصر خلافت هارون (پنجمین خلیفه عباسی) بود، و آن حضرت در این عصر، سالها در زندانها متعدد به سر برد.

عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » يك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنيا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.
از دوران كودكی شيخ بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست. اما او خود، از قول مادرش نقل میكند كه: « موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذايی را به خانه آورد] خواستم بخورم ديدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم میكوبی، احساس كردم كه از اين غذا نبايد بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسيدم....؟ پدرت گفت حقيقت اين است كه اين ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار میكنم] آوردهام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »اين حكايت نشان میدهد كه پدر شيخ ويژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شيخ نقل شده است كه:
« احسان و اطعام يك ولی خدا توسط پدرش موجب آن گرديده كه خداوند متعال او را از صلب اين پدر خارج سازد. »
شيخ پنج پسر و چهار دختر داشت، كه يكی از دخترانش در كودكی از دنيا رفت.
تحول معنوی شبيه داستان حضرت یوسفجناب شيخ در ديداری كه با حضرت آيت الله سيد محمدهادی ميلانی داشته تحول معنوی خود را چنین بازگو نموده است كه:
« در ايام جوانی ( حدود 23 سالگی ) دختری رعنا و زيبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانهای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: « رجبعلی! خدا میتواند تو را خيلی امتحان كند، بيا يك بار تو خدا را امتحان كن! و از اين حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر كن. سپس به خداوند عرضه داشتم:
« خدايا! من اين گناه را برای تو ترك میكنم، تو هم مرا برای خودت تربيت كن.»»
آنگاه دليرانه، همچون يوسف (ع) در برابر گناه مقاومت میكند و از آلوده شدن دامن به گناه اجتناب میورزد و به سرعت از دام خطر میگريزد. اين كف نفس و پرهيز از گناه، موجب بصيرت و بينايی او میگردد. ديده برزخی او باز میشود و آن چه را كه ديگران نمیديدند و نمی شنيدند، میبيند و میشنود. به طوری كه چون از خانه خود بيرون میآيد، بعضی از افراد را بهصورت واقعی خود میبيند و برخی اسرار برای او كشف میشود.
مشروح این داستان را شیخ برای کمتر کسی بیان کرده است، گاهی به مناسبتی بدان اشارتی می کرد و می فرمود:
« من استاد نداشتم، ولی گفتم: خدایا! این را برای رضایت خودت ترک می کنم و از آن چشم می پوشم، تو هم مرا برای خودت درست کن. »
تاوان اندیشه مکروهآيت الله فهری نقل میكند كه جناب شيخ به ايشان فرمود:
« روزی برای انجام كاری روانه بازار شدم، انديشه مكروهی در مغزم گذشت، ولی بلافاصله استغفار كردم. در ادامه راه، شترهايی كه از بيرون شهر هيزم میآوردند، قطاروار از كنارم گذشتند، ناگاه يكی از شترها لگدی به سوی من انداخت كه اگر خود را كنار نكشيده بودم آسيب میديدم. به مسجد رفتم و اين پرسش در ذهن من بود كه اين رويداد از چه امری سرچشمه میگيرد و با اضطراب عرض كردم: خدايا اين چه بود؟
در عالم معنا به من گفتند: اين نتيجه آن فكری بود كه كردی.
گفتم: گناهی كه انجام ندادم.
گفتند: لگد آن شتر هم كه به تو نخورد! »
تو سير و همسايه گرسنه؟!يكی از شاگردان شيخ می گويد: از ايشان شنيدم كه فرمود:
« شبی در عالم رؤيا ديدم مجرم شناخته شدم و مأمورانی آمدند تا مرا به زندان ببرند، صبح آن روز ناراحت بودم كه سبب اين رؤيا چيست؟ با عنايت خداوند متعال متوجه شدم كه موضوع رؤيا به همسايه ام ارتباط دارد. از خانواده خواستم كه جستجو كنند و خبری بياورند. همسايه ام شغلش بنايی بود، معلوم شد كه چند روز كار پيدا نكرده و شب گذشته او و همسرش گرسنه خوابيده اند؛ به من فرمودند: وای برتو! تو شب سير باشی و همسايه ات گرسنه؟! در آن هنگام من سه عباسی پول نقد ذخيره داشتم! فوراً از بقال سر محل، يك عباسی قرض كردم و با عذرخواهی به همسايه دادم و تقاضا كردم هر وقت بيكار بودی و پول نداشتی مرا مطلع كن. »
نمای بیرونی از مقبره شیخ رجبعلی خیاط در ابن بابویه_شهر ری

در بعضی از روایات اشاره شده است که در آخرالزمان دجال خواهد آمد . منظور از دجال چیست؟ آیا در جامعه کنونی ما مصداق دارد؟
دجال از ریشه «دجل » به معنای دروغگوی حیله گر است . اصل داستان دجال در کتاب های مقدس مسیحیان است . (1) در انجیل این واژه بارها به کار رفته و از کسانی که منکر حضرت مسیح باشند و یا «پدر و پسر» را انکار کنند، به عنوان دجال یاد شده است . به همین جهت در ترجمه انگلیسی کتاب های مقدس مسیحی، واژه آنتی کریست ( (Antichrist یعنی ضد مسیح به کار رفته است .
در روایات زیادی از اهل سنت، خروج دجال از نشانه های برپایی قیامت دانسته شده است . (2) در کتاب های روایی شیعه، تنها دو روایت در مورد خروج دجال به عنوان یکی از علائم ظهور حضرت مهدی (عج) آمده است (3) که هیچ یک از آن ها از نظر سند معتبر و قابل قبول نیست . بنابراین، از نظر منابع شیعی، دلیل معتبری بر این که خروج دجال یکی از علائم ظهور باشد، وجود ندارد; اما در عین حال با توجه به روایات زیادی که در منابع اهل سنت آمده است، احتمال این که اصل قضیه دجال به طور اجمال صحت داشته باشد; وجود دارد . البته حتی اگر اصل قضیه دجال صحت داشته باشد، بی تردید بسیاری از ویژگی هایی که برای آن بیان شده، افسانه به نظر می رسد .
پس، اصل قضیه دجال امری محتمل و ممکن، می نماید . اکنون این سؤال مطرح است که مقصود از دجال چیست؟ درباره مصداق این واژه دو احتمال وجود دارد:
1 . با توجه به معنای لغوی «دجال » ، مقصود از آن نام شخص معینی نیست; بلکه هر کسی که با ادعاهای پوچ و بی اساس و با تمسک به انواع اسباب حیله گری و نیرنگ در صدد فریب مردم باشد، دجال است .
بر این اساس، دجال ها متعدد خواهند بود . وجود روایاتی که در آن سخن از دجال های متعدد رفته است، این احتمال را تقویت می کند; مانند: «قال رسول الله (ص): یکون قبل خروج الدجال نیف علی سبعین رجالا; (4) پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال خروج خواهند کرد» .
بنابراین احتمال، در حقیقت قضیه دجال بیانگر این مطلب است که در آستانه انقلاب امام مهدی (عج) افراد حیله گر برای نگه داشتن فرهنگ و نظام جاهلی، همه تلاش خود را به کار می گیرند تا با تزویر و حیله گری مردم را نسبت به اصالت و تحقق آن انقلاب و استواری رهبریش، دچار تردید سازند . این که در همین روایات تاکید شده است: «هر پیامبری امت خویش را از خطر بر حذر داشته است » ، خود تاییدی دیگر بر همین احتمال است که مقصود از دجال، هر شخص حیله گر و دروغ گویی است که قبل از خروج حضرت مهدی (ع) در صدد فریب مردم است .
2 . دجال، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادی بر همه جهان است .
استکبار با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی، صنعتی و فنی عظیمی که در اختیار دارد، سعی می کند مردم را فریب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فریبنده خود کند . بر این اساس است که پیامبران امت های خود را از فتنه دجال بیم داده اند: «ما بعث الله نبیا الا و قد انذر قومه الدجال ... ; (5) هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر آن که قومش را از فتنه دجال بر حذر داشت » ، در حقیقت آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه حاکمیت طاغوت و استکبار جهانی بر حذر داشته اند . پس احتمال می رود منظور از دجال - با آن شرایط و اوصافی که در این روایات برای او شمرده شده - همان استکبار جهانی باشد; مثلا در اوصاف دجال گفته شده «کوهی از طعام و شهری از آب به همراه دارد» کنایه از امکانات عظیم و گسترده ای که استکبار در اختیار دارد . (6)
«قال رسول اللّه(صلي الله عليه وآله وسلم) لا تقوم السّاعة حتي يخرج نحو من ستّين کذّاباً کلّهم يقولون انا نبي!؛ [4].
پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود:
.
رستاخيز بر پا نمي شود مگر آن که شصت نفر دروغگو ظهور خواهند کرد که همه ادّعاي نبوّت مي کنند!»
پی نوشت:
1 . رساله یوحنا، بابا 2، آیه 18و22 .
2 . سنن ترمذی، ج 4، ص 507 - 519 .
3 . کمال الدین صدوق، ص 525 و 526 .
4 . کنزالعمال 14، ص 200 .
5 . بحارلانوار، ج 52، ص 205 .
6 . رجوع کنید به: الف) چشم به راه مهدی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات قم، جمعی از نویسندگان، ص 289 .
ب) دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص 223

از كعبه حق بانك جلى مى آيد
آواى خوش لم يزلى مى آيد
بشنو كه سروش وحى حق مى گويد
آغوش گشائيد على(عليه السلام) مى آيد
دعا
اى خداى على( ع )،... تو كه او را اين چنين عزيز به دنيا آورده اى، عظمتش را هرچه بيشتر در
دلهاى ما جلوه گر فرما و به قلبهاى كوچك ما معرفت او را بيشتر عطا فرما .
" آمین یا رب العالمین "
ولادت باسعادت موليالموحدين حضرت امام علي (ع) و روز پدر مبارك باد
ماه رجب از ارزش و شرافت بسيار بالايي برخوردار است و اين شرافت و ارزش بدان دليل است كه اين ماه يكي از ماههاي حرام و يكي از زمانهاي ويژه دعا است. بر پايه برخي از روايات اين ماه، ماه حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) است. همانگونه كه ماه شعبان ماه حضرت رسول و ماه رمضان ماه خداست در اين ماه پر فضيلت روزه و شب زنده داري بسيار مورد تأكيد و سفارش قرار گرفته است به خصوص در نخستين شب آن كه يكي از شبهاي چهارگانهاي است كه درباره احيا وشب زنده داري آن سفارشات فراواني بيان شده است. از شرافتهاي ديگر اين ماه روز بيست و هفتم اين ماه است كه روز بعثت رسول اعظم (صلي الله عليه و آله) است، روزي كه رحمت رحيميه خداوند در آن به طور كامل و تمام تجلي پيدا كرده است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مورد شرافت ماه رجب ميفرمايند: رجب شهر الله الاصم است و بدان سبب آن را اصم ناميدند كه هيچ ماهي به پايه عظمت آن نميرسد. مردم زمان جاهليت به رجب حرمت مينهادند و آنگاه كه اسلام درخشيدن گرفت بر حرمت آن افزود. بدانيد كه رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است.
در اين زمينه امام كاظم (عليه السلام) نيز ميفرمايند: رجب نام نهري در بهشت است كه از شير سفيدتر و از عسل شيرينتر است. بنابراين هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.
همچنين در روايت ديگري نيز ميفرمايند: رجب ماه عظيمي است كه خداوند اعمال نيك را در آن چند برابر ميفرمايد و گناهان را در آن محو ميكند.
امام صادق (عليه السلام) نيز در مورد كرامت و فضيلت اين ماه ميفرمايد: آن گاه كه قيامت بر پا شود منادي الهي فرياد ميزند أين الرجبيون؟ كجايند آنان كه ماه رجب را گرامي داشتند و از آن بهرهها بردند از آن انبوه جمعيت، گروهي برخيزند كه نور جمالشان محشر را روشن كند بر سر آنان تاجهاي شاهي كه مرصع به در و ياقوت است قرار دارد و در طرف راست هر نفر از آنان هزار فرشته و در سمت چپ نيز هزار فرشته به او كرامت و تعظيم الهي را تبريك گويند؛ از جانب الهي ندا آيد:
بندگانم و كنيزانم به عزت و جلالم سوگند، شما را جايگاه و مقام گرامي و عطاياي فراوان دهم و شما را در جايي جاي دهم كه از زير آن نهرها جاري است و شما در آن جاويد خواهيد بود زيرا شما داوطلبانه براي من در ماهي كه من بزرگش داشتم روزه گرفتيد پس خطاب به فرشتگان فرمايد: فرشتگان من بندگان و كنيزان من را به بهشت داخل كنيد در اينجا امام فرمودند اين پاداش براي كساني است كه يك روز از اول يا وسط يا آخر ماه رجب را روزه بدارند.
پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نيز در بيان عظمت و اهميت ماه رجب ميفرمايند: خداوند متعال در آسمان هفتم فرشتهاي به نام داعي قرار داده است هرگاه ماه رجب فرا رسد آن فرشته دعوت كننده هر شب تا به صبح گويد: خوشا به حال كساني كه به ذكر الهي مشغولند خوشا به حال كساني كه با ميل و رغبت تمام رو به سوي درگاه خدا آرند و خداوند ميفرمايد: من همنشين كسي هستم كه با من همنشين باشد و مطيع كسي هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزندهام كس را كه از من طلب آمرزش كند اين ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من و رحمت هم از آن من است. هر كس مرا در اين ماه بخواند پاسخ مثبت دهم و هر كس از من چيزي بخواهد به او عطا كنم و هر كس از من هدايت جويد هدايتش كنم و من اين ماه را وسيله ارتباط بين خود و بندگانم قرار دادهام پس هر كس به آن چنگ زند به من ميرسد.
گرچه تمام ماه رجب نزد خداوند و اولياء گراميش عزيز و ارجمند است ليكن برخي از اوقات آن، فضيلت ويژهاي دارد.
اولين شب جمعه ماه رجب از فضيلت بيشتري برخودردار است و ليله الرغائب نام دارد پيامبر اسلام در اين باره ميفرمايند: از اولين شب جمعه ماه رجب غافل نشويد فرشتگان آن را ليله الرغائب مينامند. چرا كه وقتي يك سوم از شب گذشت هيچ فرشتهاي نيست مگر اينكه در كنار كعبه شريف آيد آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان كند و فرمايد: فرشتگانم هر چه خواهيد از من بخواهيد فرشتگان گويند: بار الها حاجت و خواسته ما آن است كه روزه داران ماه رجب را بيامرزي خداوند خداوند متعال فرمايد: آمرزيدم.
فضيت روزه در ماه رجب
در مورد ثواب روزه ماه رجب در كتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شيخ صدوق از پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) چنين نقل شده است: بدانيد كسي كه يك روز از ماه رجب را از روي ايمان و به خاطر پاداش روزه بگيرد مستوجب رضايت خداوند ميگردد. و اگر كسي به اندازه تمام زمين طلا انفاق كند برتر از روزه يك روز آن نخواهد بود.
همچنين اگر كسي دو روز از ماه رجب را روزه بدارد هيچ كس از اهل زمين و آسمان نميتواند كرامتي را كه نزد خداوند دارد توصيف كند و پاداشي مانند ده تن از راستگويان را دارد كه در طول عمر خود دروغي نگفته باشند. و در روز قيامت همانند كساني را كه آنان شفاعت نمودهاند شفاعت ميكنند و با آنان و در گروهشان محشور ميشوند و تا وارد بهشت گردد و از دوستان آنان باشد. و پس پيامبر ثواب سه چهار پنج تا سي روز از روزه ماه رجب را تك تك با توضيح كامل بيان فرمودهاند.
امام موسي كاظم (عليه السلام) نيز در روايتي زيبا در مورد فضيلت روزه ماه رجب ميفرمايند: رجب ماه عظيمي است كه خداوند اعمال نيك را در آن چند برابر ميفرمايد و گناهان را در آن محو ميكند پس هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد به اندازه مسير يكسال از جهنم دور ميشود و هر كس سه روز از آن ماه را روز بدارد بهشت بر او واجب ميشود.
امام صادق (عليه السلام) نيز فرمودهاند:
براستي كه نوح در روز اول رجب سوار كشتي شد و به همراهان خود گفت كه اين روز را روزه بگيرند و فرمود كسي كه اين روز را روزه بگيرد جهنم به اندازه مسافت يكسال از او دور خواهد شد و كسي كه هفت روز از اين ماه را روزه بگيرد درهاي هشتگانه بهشت براي او باز ميشود و كسي كه پانزده روز از اين ماه را روزه بگيرد حاجتش داده خواهد شد و كسي كه بيشتر روزه بگيرد خداي عزوجل ثواب بيشتري به او عنايت خواهد كرد.
سیزده رجب:
روز ولادت مولای کونین امیر المومنین علی علیه السلام است در این روز مناسب است مومنین نعمت وجود علی ابن ابی طالب را شکر گذار باشند و نعمت پیروی از آن وجود مقدس را از خدا بخواهند.
نيمه رجب
اين روز نيز از روزهاي ويژه و ارجمند و گرامي است. در اين باره در كتاب شريف اقبال آمده است: حضرت آدم از خداوند پرسيد خدايا محبوبترين روزها و گراميترين زمانها نزد تو كدام است. خداوند وحي فرمود: محبوبترين روزها نزد من نيمه رجب است. اي آدم در اين روز بكوش تا با قرباني كردن، ميهماني دادن، روزه داشتن، نيايش كردن، بخشش خواستن، لا اله الا الله گفتن به من تقرب و نزديكي جويي.
اي آدم من چنين تقدير كردم كه فرزندي از فرزندان تو را به پيامبري برانگيزم و روز نيمه رجب را به او و به امت ويژه سازم كه در آن روز چيزي از من نخواهند جز اينكه بدانان ببخشم و عفو و گذشت نخواهند جز اينكه از گناهانشان درگذرم اي آدم آنكه نيمه رجب را روزه دارد ذكر گويد، خضوع و خشوع كند و از صدقه دهد، نفس خويش را پاس دارد پاداشي جز بهشت نخواهد داشت اي آدم به فرزندانت گوشزد كن كه در ماه رجب نفس خويش را پاس دارند و از كج راهي بپرهيزند كه گناه در اين ماه بس بزرگ است.
اما از اعمال نيمه رجب خواندن دعاي استفتاح، زيارت امام حسين (عليه السلام) به جاي آوردن چهار ركعت نمازي كه حضرت امير در اين روز به جاي ميآورد و پس از آن خواندن دعاي يا مذل كل جبار و سپس خواستن نيازهاي خويش از خدا، به جاي آوردن نيمه دوم نماز سلمان و روز را با توسل به صاحبان روز به پايان بردن.
ديگر اعمال ماه رجب
از ديگر اعمال مهم و ارجمند اين ماه خواندن اذكار دعاهايي است كه از سوي معصومين (عليهم السلام) روايت شده است. از جمله آنكه:
1ـ در طول ماه هزار بار خواندن اين دعا: استغفرالله ذوالجلال و الاكرام من جميع الذنوب و الاثام. شيخ صدوق در اين باره روايت كرده است كه هر كس اين دعا را در رجب هزار بار بخواند خداوند به او ميگويد: اگر تو را نيامرزم خداي تو نيستم، خداي تو نيستم.
2ـ خواندن سوره توحيد ده هزار يا هزار بار كه هر كس در رجب اين سوره را هزار بار بخواند در قيامت پاداشي برابر عمل هزار پيامبر و هزار فرشته خواهد داشت و هيچ كس از او به خدا نزديكتر نخواهد بود جز آنكه پيش از اين سوره را خوانده باشد.
3ـ گفتن هزار بار لا اله الا الله و روايت شده هر كس در رجب هزار بار لا اله الا الله بگويد خداوند صد هزار حسنه براي او مينويسد و صد كاخ بهشتي به او ميدهد.
4ـ صدبار خواندن اين دعا: استغفرالله الذي لا اله الا هو وحده لا شريك له و اتوب اليه كه روايت شده هر كس اين دعا را صد بار بگويد و پس از آن صدقه انفاق نمايد خداوند كارش را با بخشش و آمرزش پايان دهد و اگر همان را چهارصد بار بگويد خداوند پاداش صد شهيد را به او ميدهد.
5ـ به پيروي از امام سجاد (عليه السلام) در همه ماه در سجدههاي خود اين دعا را بخواند: عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك.
6ـ از جمله اعمال ديگر ماه رجب كه داراي فضيلت بي شماري است خواندن دعاي يا من ارجوه لكل خير بعد از هر نماز واجب است اين دعا در مفاتيح الجنان ذكر شده و براي فرد فضيلتهاي بي شماري را به همراه دارد.
7ـ خواندن دعاي اللهم اني اسالك صبر الشاكرين لك در هر روز. در كتاب اقبال در مورد اين دعا آمده است كه معلي از حضرت امام صادق (عليه السلام) خواست تا دعايي به او بياموزد كه تمام معارف شيعه را در برداشته باشد امام خواندن اين دعا را به او توصيه كرده است.
8ـ هر روز اين دعا را خواندن: يا من يملك حوائج السائلين.
9ـ خواندن دعاي اللهم اني اسألك بمعاني جميع ما يدعوك به ولاة امرك كه از دست خط حضرت ولي عصر نقل شده است و دعايي است با مضامين بسيار بلند و نيكو كه درهايي از علم و معرفت را به روي آنكه اهل آن باشد ميگشايد.
10ـ خواندن دعاي ارجمند و پر مضمون اللهم يا ذالمنن السابغه...
11ـ زيارت حضرت امام حسين (عليه السلام) در آغاز و در ميان ماه.
12ـ به جاي آوردن نمازهاي ويژه ماه.
13-توجه به اعمال روز 13-14-15 رجب که به ایام البیض مشهور است.
منابع مقاله:
1ـ مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي: فضيلت اعمال ماه رجب.
2ـ المراقبات، شيخ جواد ملكي تبريزي: اعمال ماه رجب.
3ـ ثواب الاعمال، شيخ صدوق.
4ـ اقبال الاعمال، سيد بن طاووس: اعمال ماه رجب.
5ـ مصباح المتهجد، شيخ طوسي: فضيلت ماه رجب
در اين راه بايد سر داد
اگر اشكي به پاي دين سوخت تازه ابتداي راهيم!
پس
اي منتظر غمگين مشو
قدري تحمل بيشتر
گردي بپاشد از افق
گويي سواري مي رسد...
اللهم عجل لولیک الفرج

سالروز آزادی خرمشهر گرامی باد
زمان 10 اردیبهشت 1361 تا 3 خرداد 1361
مکان خرمشهر،استان خوزستان،جنوب غرب ایران
نتیجه فتح خرمشهر به دست نیروهای ایرانی و بازگرداندن نیروهای عراقی به پشت مرزهای بین المللی
علت جنگ تهاجم نظامی عراق و اشغال خرمشهر به مدت ۵۷۸ روز

آزادسازی خرمشهر در روز 3خرداد 1361خورشیدی پس از ۵۷۸ روز اشغال مهمترین هدف اجرای عملیات بیت المقدس در طول جنگ ایران وعراق( توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران (به فرماندهی علی صیاد شیرازی) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی(به فرماندهی محسن رضایی بود.
ایران در جریان این عملیات ۶٬۰۰۰ کشته (۴٬۴۶۰ کشته سپاه و ۱٬۰۸۶ کشته ارتش) و ۲۴ هزار مجروح داد. امام خمینی در3خرداد ۱۳۶۱ به مناسبت آزادی خرمشهر پیامی خطاب به ملت ایران صادر کرد. در اولین بخش این بیانیه آمده است: {{نقل قول|با تشکر از تلگرافاتی که در فتح خرمشهر به اینجانب شده است، سپاس بیحد بر خداوند قادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود {{ در ایران از این عملیات و روز به عنوان نمادی از پیروزی، مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن یاد میشود.شورای عالی انقلاب فرهنگی سوم خرداد را در تقویم رسمی ایران به عنوان روز مقاومت، ایثاروپیروزی نامگذاری کردهاست.
نبرد در خرمشهر
در پی آغاز عملیات بیتالمقدس در نیمه شب دهم اردیبهشت سال ۱۳۶۱ چند هدف عمده استراتژیک و تاکتیتکی از جانب نیروهای ایرانی دنبال میشد این اهداف عبارتاند از:1. بیرون راندن نیروهای متجاوز به پشت مرزهای بینالمللی
2. نشان دادن برتری قدرت سیاسی-نظامی و اجتماعی جمهوری اسلامی به عراق و حامیان او در منطقه
3. انهدام نیروهای متجاوز در منطقه بین غرب کارون تا خط مرزی
4. آزادسازی خرمشهر از اشغال متجاوزین
در این نبرد علاوه بر پایان بخشیدن به ۱۹ ماه اشغال بخشی از حساسترین مناطق خوزستان و آزادسازی خرمشهر، ضربهای سنگین به توان رزمی و روحیه نیروهای عراقی وارد آمد
امام صادق(ع):
إِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی أَمْهَرَ فاطِمَة ـ عَلَیْها السَّلام ـ رَبْعَ الْدُّنْیا فَرُبْعَها لَها وَ أْمْهَرَها الْجَنَّةَ وَ الْنّارَ تُدْخِلُ اَعْداءَها النّار وَ تُدْخِلُ اَوْلِیاءَها الْجَنَّة.
به راستی که خداوند تبارک و تعالی یک چهارم دنیا را کابین فاطمه(س) قرار داد. پس یک چهارم دنیا برای اوست و بهشت و دوزخ را نیز مهریه او قرار داد که دشمنان خود را در آتش دوزخ و دوستان خویش را به بهشت داخل کند.
فَمَنْ عَرَفَ فاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِها فَقَد اَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ.
هرکس به شناخت حقیقی فاطمه(س) دست یابد، بیگمان شب قدر را درک کرده است.
رسول خدا(ص):
اِنَّ فاطِمَةَ خُلِقَتْ حَوْرِیَةَ فِی صُورةِ اِنْسِیة.
بیشک، فاطمه حوریهای است که در سیمای انسان آفریده شد.
یا سَلْمان! اِنَّ ابْنَتِی فاطِمَه مَلأ الله قَلْبَها وَ جَوارِحَها اِیماناً اِلیَ مَشاشِها تَفرَّغَتْ لِطاعَةِاللهِ.
ای سلمان! خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضا وجوارح دخترم، فاطمه را به ایمان پر کرده که خود را برای عبادت و فرمانبرداری حقتعالی یکسره از همه چیز فارغ ساخته است.
امام باقر(ع):
اِنَما سُمیِّتْ فاطِمَةُ بِنْت مُحَمَّدِ «الطاهِرَة»، لِطَهارَتِها مِنْ کُلٍّ دنَسٍ، وَ طَهارَتِها مِنْ کُلِّ رَفَثٍ.
همانا فاطمه دختر محمد(ص) طاهره نام نهاده شد به دلیل پاکیزگی او از هر پلیدی و آلودگى.
السلام علیک یا بنت نبی الرحمه ، یا فاطمه الزهرا
میلاد پر شکوه دختر
رسول خدا و سرور زنان دو عالم ، حضرت فاطمه سلام الله علیها
مبارک باد.
پیامبر
اکرم(صلی الله علیه و آله) در سال پنجم بعثت، که سال ولادت
فرزندش بود؛ در سختترین شرائط و حالات به سر مى برد.
اسلام منزوى بود، و مسلمانان اندك نخستین، شدیداً تحت فشار .
محیط مكه بر اثر شرك و بت پرستى و جهل و خرافات و جنگهاى
قبایل عرب و حاكمیت زور و بینوایى توده هاى مردم، تیره و تار
بود.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) به آینده مى اندیشید،
آینده اى درخشان از پشت این ابرهاى سیاه و ظلمانى، آینده اى كه
با توجه به اسباب عادى و ظاهرى بسیار دوردست و شاید غیر ممكن
بود.
در همین سال حادثه بزرگى در زندگى پیامبر رخ داد،
به فرمان خدا براى مشاهده ملكوت آسمانها به معراج رفت، و به
مصداق «لنریه من آیاتنا الكبرى» آیات عظیم پروردگار در پهنه
بلند آسمان را با چشم خود دید، و روح بزرگش بزرگتر شد، و آماده
پذیرش رسالتى سنگین تر، توأم با امید بیشتر .
در
روایتى از اهل سنت و شیعه - كه هر دو بر آن تأكید دارند - مى
خوانیم: پیامبر(صلی الله علیه و آله) در شب معراج از بهشت عبور
مى كرد، جبرئیل از میوه درخت طوبى به آن حضرت داد، و هنگامى كه
پیامبر(صلی الله علیه و آله) به زمین بازگشت نطفه فاطمه زهرا
(سلام الله علیها) از آن میوه بهشتى منعقد شد.
لذا در
حدیث مى خوانیم كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) فاطمه (سلام
الله علیها) را بسیار مى بوسید، روزى همسرش عایشه بر این كار
خرده گرفت، كه چرا این همه دخترت را مى بوسى؟!
پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جواب فرمود:
«من هر
زمان فاطمه را مى بوسم، بوى بهشت را از او استشمام مى كنم.»
و به این ترتیب این مولود بزرگ از عصاره پاك میوه هاى
بهشتى و از پدرى همچون پیامبر(صلی الله علیه و آله)، و مادر
ایثارگر و فداكارى همچون «خدیجه» در روز بیستم جمادى الثانى
گام به دنیا نهاد، و طعن و سرزنشهاى مخالفین كه پیامبر را
بدون «نسل جانشین» مى پنداشتند، همگى نقش بر آب شد، و به مضمون
سوره «كوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پیامبر و
ائمه هدى و خیر كثیر در طول قرون و اعصار، تا روز قیامت شد.
این بانوى بهشتى نامهایی داشت كه هر كدام از دیگرى پر
معنى تر بود: 1- فاطمه، 2- صدیقه، 3- طاهره، 4- مباركه، 5-
زكیه، 6- راضیه، 7- مرضیه، 8- محدثه، 9- زهرا و هر یك بیانگر
اوصاف و بركات وجود پربركت او است.
همین بس كه در نام
معروفش «فاطمه» بزرگترین بشارت براى پیروان مكتبش نهفته است،
چرا كه «فاطمه» از ماده «فطم» به معنى جدا شدن، یا باز گرفتن
از شیر است، و طبق حدیثى كه از پیامبر گرامى اسلام(صلی الله
علیه و آله) روایت شده به امیر مؤمنان على(علیه السلام)
فرمود:
«مى دانى چرا دخترم، فاطمه نامیده شد؟
عرض كرد: بفرمائید.
فرمود: براى آن كه او و شیعیان و
پیروان مكتبش از آتش دوزخ باز گرفته شده اند!»
از میان
نامهاى او نام «زهرا» نیز درخشندگى و فروغ خاصى دارد، از امام
صادق(علیه السلام) پرسیدند: چرا فاطمه را «زهرا» مى نامند؟
فرمود: «زیرا زهرا به معنى درخشنده است و فاطمه چنان بود
كه چون در محراب عبادت مى ایستاد، نور او براى اهل آسمانها
پرتو افكن مى شد، همانگونه كه نور ستارگان براى اهل زمین [پرتو
افكن است ]، لذا زهرا نام نهاده شد.»
هنگامى كه خدیجه
زنى با شخصیت و معروف به بزرگى بود، با پیامبر اسلام(صلی الله
علیه و آله) ازدواج كرد زنان مكه با او قطع رابطه
كردند، و گفتند: او با جوان تهیدست و یتیمى ازدواج كرده و
شخصیت خود را پائین آورده است!
این وضع همچنان ادامه
یافت تا این كه خدیجه باردار شد و جنینش كسى جز فاطمه زهرا
نبود.
به هنگام وضع حمل به سراغ زنان قریش فرستاد و از
آن ها خواست كه در این ساعات حساس و پردرد و رنج به یارى او
بیایند و تنهایش نگذارند، اما او با این پاسخ سرد و دردآلود
روبرو شد كه:
«تو سخن ما را گوش نكردى، با یتیم ابوطالب
كه مالى نداشت ازدواج نمودى، ما نیز به كمك تو نخواهیم شتافت!»
خدیجه با ایمان، از این پیام زشت و بى معنى سخت غمگین شد،
اما در اعماق دلش نور امیدى درخشید كه خدایش او را در این حال
تنها نخواهد گذاشت.
لحظات سخت و بحرانى وضع حمل آغاز
شد، او در محیط خانه تنها بود، و زنى كه او را كمك كند وجود
نداشت، قلب او فشرده تر مى شد، و امواج خروشان بى مهریهاى
مردم روح پاكش را آزار مى داد.
ناگهان برقى در افق روحش
درخشید، چشم بگشود و چهار زن را نزد خود دید، سخت نگران شد.
یكى از آن چهار زن صدا زد:
نترس و غمگین مباش. پروردگار
مهربانت ما را به یارى تو فرستاده است ما خواهران توایم.
من ساره ام!
و این یك آسیه همسر فرعون است كه از
دوستان تو در بهشت خواهد بود.
آن دیگری مریم دختر
عمران، و این چهارمى را كه مى بینى دختر موسى بن عمران، كلثوم
است!
ما آمده ایم كه در این ساعت یار و یاور تو باشیم.
و نزد او ماندند تا فاطمه بانوى اسلام دیده به جهان گشود.
آرى به مصداق:
ان الذین قالوا ربنا الله ثم
استقاموا تتنزل علیهم الملائكة الا تخافوا ولاتحزنوا»؛ كسانى
كه بگویند پروردگار ما الله است، فرشتگان بر آن ها نازل مى
شوند و مى گویند نترسید و اندوهى به خود راه ندهید.»
در
اینجا نیز علاوه بر فرشتگان، ارواح زنان با شخصیت جهان به یارى
خدیجه با ایمان و پر استقامت شتافتند.
تولد این مولود
خجسته آنچنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) را خشنود كرد كه
زبان به مدح و ثناى پروردگار گشود، و زبان بدخواهان كه او را
ابتر مى خواندند، براى همیشه كوتاه شد.
خداوند مژده این مولود پربركت را در
سوره كوثر به پیامبرش داد و فرمود:
انا اعطیناك الكوثر،
فصل لربك وانحر، ان شانئك هو الابتر»؛ ما سرچشمه جوشان خیر
كثیر را به تو بخشیدیم، اكنون كه چنین است، براى پروردگارت
نماز بجاى آور و تكبیر گو! مسلماً دشمن تو، ابتر است!
بارها گفت محمد که علی جان من است ، هم به
جان علی و جان محمد صلوات
السلام علیک یا بنت نبی الرحمه ، یا فاطمه الزهرا
میلاد پر شکوه دختر
رسول خدا و سرور زنان دو عالم ، حضرت فاطمه سلام الله علیها
مبارک باد.
پیامبر
اکرم(صلی الله علیه و آله) در سال پنجم بعثت، که سال ولادت
فرزندش بود؛ در سختترین شرائط و حالات به سر مى برد.
اسلام منزوى بود، و مسلمانان اندك نخستین، شدیداً تحت فشار .
محیط مكه بر اثر شرك و بت پرستى و جهل و خرافات و جنگهاى
قبایل عرب و حاكمیت زور و بینوایى توده هاى مردم، تیره و تار
بود.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) به آینده مى اندیشید،
آینده اى درخشان از پشت این ابرهاى سیاه و ظلمانى، آینده اى كه
با توجه به اسباب عادى و ظاهرى بسیار دوردست و شاید غیر ممكن
بود.
در همین سال حادثه بزرگى در زندگى پیامبر رخ داد،
به فرمان خدا براى مشاهده ملكوت آسمانها به معراج رفت، و به
مصداق «لنریه من آیاتنا الكبرى» آیات عظیم پروردگار در پهنه
بلند آسمان را با چشم خود دید، و روح بزرگش بزرگتر شد، و آماده
پذیرش رسالتى سنگین تر، توأم با امید بیشتر .
در
روایتى از اهل سنت و شیعه - كه هر دو بر آن تأكید دارند - مى
خوانیم: پیامبر(صلی الله علیه و آله) در شب معراج از بهشت عبور
مى كرد، جبرئیل از میوه درخت طوبى به آن حضرت داد، و هنگامى كه
پیامبر(صلی الله علیه و آله) به زمین بازگشت نطفه فاطمه زهرا
(سلام الله علیها) از آن میوه بهشتى منعقد شد.
لذا در
حدیث مى خوانیم كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) فاطمه (سلام
الله علیها) را بسیار مى بوسید، روزى همسرش عایشه بر این كار
خرده گرفت، كه چرا این همه دخترت را مى بوسى؟!
پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جواب فرمود:
«من هر
زمان فاطمه را مى بوسم، بوى بهشت را از او استشمام مى كنم.»
و به این ترتیب این مولود بزرگ از عصاره پاك میوه هاى
بهشتى و از پدرى همچون پیامبر(صلی الله علیه و آله)، و مادر
ایثارگر و فداكارى همچون «خدیجه» در روز بیستم جمادى الثانى
گام به دنیا نهاد، و طعن و سرزنشهاى مخالفین كه پیامبر را
بدون «نسل جانشین» مى پنداشتند، همگى نقش بر آب شد، و به مضمون
سوره «كوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پیامبر و
ائمه هدى و خیر كثیر در طول قرون و اعصار، تا روز قیامت شد.
این بانوى بهشتى نامهایی داشت كه هر كدام از دیگرى پر
معنى تر بود: 1- فاطمه، 2- صدیقه، 3- طاهره، 4- مباركه، 5-
زكیه، 6- راضیه، 7- مرضیه، 8- محدثه، 9- زهرا و هر یك بیانگر
اوصاف و بركات وجود پربركت او است.
همین بس كه در نام
معروفش «فاطمه» بزرگترین بشارت براى پیروان مكتبش نهفته است،
چرا كه «فاطمه» از ماده «فطم» به معنى جدا شدن، یا باز گرفتن
از شیر است، و طبق حدیثى كه از پیامبر گرامى اسلام(صلی الله
علیه و آله) روایت شده به امیر مؤمنان على(علیه السلام)
فرمود:
«مى دانى چرا دخترم، فاطمه نامیده شد؟
عرض كرد: بفرمائید.
فرمود: براى آن كه او و شیعیان و
پیروان مكتبش از آتش دوزخ باز گرفته شده اند!»
از میان
نامهاى او نام «زهرا» نیز درخشندگى و فروغ خاصى دارد، از امام
صادق(علیه السلام) پرسیدند: چرا فاطمه را «زهرا» مى نامند؟
فرمود: «زیرا زهرا به معنى درخشنده است و فاطمه چنان بود
كه چون در محراب عبادت مى ایستاد، نور او براى اهل آسمانها
پرتو افكن مى شد، همانگونه كه نور ستارگان براى اهل زمین [پرتو
افكن است ]، لذا زهرا نام نهاده شد.»
هنگامى كه خدیجه
زنى با شخصیت و معروف به بزرگى بود، با پیامبر اسلام(صلی الله
علیه و آله) ازدواج كرد زنان مكه با او قطع رابطه
كردند، و گفتند: او با جوان تهیدست و یتیمى ازدواج كرده و
شخصیت خود را پائین آورده است!
این وضع همچنان ادامه
یافت تا این كه خدیجه باردار شد و جنینش كسى جز فاطمه زهرا
نبود.
به هنگام وضع حمل به سراغ زنان قریش فرستاد و از
آن ها خواست كه در این ساعات حساس و پردرد و رنج به یارى او
بیایند و تنهایش نگذارند، اما او با این پاسخ سرد و دردآلود
روبرو شد كه:
«تو سخن ما را گوش نكردى، با یتیم ابوطالب
كه مالى نداشت ازدواج نمودى، ما نیز به كمك تو نخواهیم شتافت!»
خدیجه با ایمان، از این پیام زشت و بى معنى سخت غمگین شد،
اما در اعماق دلش نور امیدى درخشید كه خدایش او را در این حال
تنها نخواهد گذاشت.
لحظات سخت و بحرانى وضع حمل آغاز
شد، او در محیط خانه تنها بود، و زنى كه او را كمك كند وجود
نداشت، قلب او فشرده تر مى شد، و امواج خروشان بى مهریهاى
مردم روح پاكش را آزار مى داد.
ناگهان برقى در افق روحش
درخشید، چشم بگشود و چهار زن را نزد خود دید، سخت نگران شد.
یكى از آن چهار زن صدا زد:
نترس و غمگین مباش. پروردگار
مهربانت ما را به یارى تو فرستاده است ما خواهران توایم.
من ساره ام!
و این یك آسیه همسر فرعون است كه از
دوستان تو در بهشت خواهد بود.
آن دیگری مریم دختر
عمران، و این چهارمى را كه مى بینى دختر موسى بن عمران، كلثوم
است!
ما آمده ایم كه در این ساعت یار و یاور تو باشیم.
و نزد او ماندند تا فاطمه بانوى اسلام دیده به جهان گشود.
آرى به مصداق:
ان الذین قالوا ربنا الله ثم
استقاموا تتنزل علیهم الملائكة الا تخافوا ولاتحزنوا»؛ كسانى
كه بگویند پروردگار ما الله است، فرشتگان بر آن ها نازل مى
شوند و مى گویند نترسید و اندوهى به خود راه ندهید.»
در
اینجا نیز علاوه بر فرشتگان، ارواح زنان با شخصیت جهان به یارى
خدیجه با ایمان و پر استقامت شتافتند.
تولد این مولود
خجسته آنچنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) را خشنود كرد كه
زبان به مدح و ثناى پروردگار گشود، و زبان بدخواهان كه او را
ابتر مى خواندند، براى همیشه كوتاه شد.
خداوند مژده این مولود پربركت را در
سوره كوثر به پیامبرش داد و فرمود:
انا اعطیناك الكوثر،
فصل لربك وانحر، ان شانئك هو الابتر»؛ ما سرچشمه جوشان خیر
كثیر را به تو بخشیدیم، اكنون كه چنین است، براى پروردگارت
نماز بجاى آور و تكبیر گو! مسلماً دشمن تو، ابتر است!

اهدا می کنیم به ارواح ملکوتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، ائمه اطهار علیهم السلام ، همه شهدا از صدر اسلام تا کنون ، امام شهدا و جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
حجاب مورد پسند رسول خدا - صلي الله عليه و آله و سلم - چگونه است؟
عنه عليهالسلام :
كنتُ قاعدا في البَقيعِ مَع رسولِ اللّه صلى الله عليه و آله و سلّم في يَومِ دَجْنٍ ومَطَرٍ ، إذ مَرَّتِ امْرَأةٌ على حِمارٍ ، فَهَوتْ يدُ الحِمارِ في وَهْدَةٍ فسَقَطَتِ المَرأةُ ، فأعْرَضَ النّبيُّ صلى الله عليه و آله و سلّم بوجهِهِ ، قالوا : يا رسولَ اللّه ، إنّها مُتَسَرْوِلَةٌ . قالَ : اللّهُمَّ اغْفِرْ للمُتَسرْوِلاتِ ثلاثا يا أَيُّها النّاسُ ، اتَّخِذوا السَّراويلاتِ فإنَّها مِن أسْتَرِ ثِيابِكُم ، وحَصِّنوا بِها نِساءَكُم إذا خَرَجْنَ .
امام على عليهالسلام :
من و پيامبر در يك روز ابرى و بارانى در بقيع نشسته بوديم كه زنى سوار بر الاغ از آن جا گذشت و دست الاغش در گودالى فرو رفت و زن به زمين افتاد . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلّم رويش را برگرداند . حاضران عرض كردند : اى رسول خدا ! آن زن شلوار به پا دارد . پيامبر سه بار فرمود : خدايا ! زنان شلوار پوش را بيامرز . اى مردم ! شلوار بپوشيد كه شلوار پوشاترين جامههاى شماست و زنان خود را در موقعى كه بيرون مىآيند با شلوار حفظ كنيد .
تنبيه الخواطر : 2 / 78 منتخب ميزان الحكمة : 130
حجاب چه دستاوردهايي براي بانوان دارد؟
عنه عليهالسلام :
صِيانَهُ المَرأةِ أنعَمُ لِحالِها وَأدوَمُ لِجَمالها .
امام على عليهالسلام :
صيانت زن او را شادابتر و زيبايىاش را پايدارتر مىكند .
غرر الحكم : 5820 منتخب ميزان الحكمة : 130
رسول خدا - صلي الله عليه و آله و سلم - چه دعايي در حق زنان با حجاب كرده است؟
عنه عليهالسلام :
كنتُ قاعدا في البَقيعِ مَع رسولِ اللّه صلى الله عليه و آله و سلّم في يَومِ دَجْنٍ ومَطَرٍ ، إذ مَرَّتِ امْرَأةٌ على حِمارٍ ، فَهَوتْ يدُ الحِمارِ في وَهْدَةٍ فسَقَطَتِ المَرأةُ ، فأعْرَضَ النّبيُّ صلى الله عليه و آله و سلّم بوجهِهِ ، قالوا : يا رسولَ اللّه ، إنّها مُتَسَرْوِلَةٌ . قالَ : اللّهُمَّ اغْفِرْ للمُتَسرْوِلاتِ ثلاثا يا أَيُّها النّاسُ ، اتَّخِذوا السَّراويلاتِ فإنَّها مِن أسْتَرِ ثِيابِكُم ، وحَصِّنوا بِها نِساءَكُم إذا خَرَجْنَ .
امام على عليهالسلام :
من و پيامبر در يك روز ابرى و بارانى در بقيع نشسته بوديم كه زنى سوار بر الاغ از آن جا گذشت و دست الاغش در گودالى فرو رفت و زن به زمين افتاد . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلّم رويش را برگرداند . حاضران عرض كردند : اى رسول خدا ! آن زن شلوار به پا دارد . پيامبر سه بار فرمود : خدايا ! زنان شلوار پوش را بيامرز . اى مردم ! شلوار بپوشيد كه شلوار پوشاترين جامههاى شماست و زنان خود را در موقعى كه بيرون مىآيند با شلوار حفظ كنيد .
تنبيه الخواطر : 2 / 78 منتخب ميزان الحكمة : 130
اميرالمؤمنين علي عليه السلام چه توصيه اي درباره ي حجاب بانوان به امام حسن عليه السلام مي فرمايد؟
امير المؤمنين عليٌّ عليهالسلام
لابنـهِ الحسنِ عليهالسلام : واكْفُـفْ علَيهِنَّ مِن أبْصارِهِنَّ بحَجْبِكَ إيّاهُنَّ ، فإنَّ شِدَّةَ الحِجابِ خَيرٌ لكَ ولَهُنَّ ، ولَيس خُروجُهُنَّ بأشَدَّ مِن إدْخالِكَ مَن لا يُوثَقُ بهِ علَيهِنَّ ، وإنِ اسْتَطَعْتَ أنْ لا يَعْرِفْنَ غَيرَكَ فافْعَلْ .
امام على عليهالسلام
- به فرزندش حسن عليهالسلام- : براى اين كه ديدهشان به نامحرمان نيفتد آنها (زنان) را در پرده نگه دار ؛ زيرا هر چه بيشتر در پرده باشند براى تو و آنها بهتر است و بيرون رفتن آنها بدتر از اين نيست كه اشخاص نامطمئن بر آنان وارد كنى . اگر توانى كارى كنى كه مردى جز تو را نشناسند اين كار را بكن .
تحف العقول :86 وفي بعض النسخ : «بحجابك» بدل «بحجبك» منتخب ميزان الحكمة : 130
1) امام على عليه السّلام فرموده اند : پوشيده و محفوظ داشتن زن مايه آسايش بيشتر و دوام زيبايى اوست . غرر الحكم(5820)
2)امام صادق علیه السلام مي فرمايند: حجاب زن براي طراوت و زيبایي اش مفيدتر مي باشد. ( المستدرک، ج5)
3)حضرت امیر المومنین (ع)در وصیت خود به امام حسن مجتبی (ع) فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار میدهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمیداری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بیحساب و بیرویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر میتوانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند
4)حضرت موسی ابن جعفر (ع)از پدران گرامیش از حضرت امیرالمومنین(ع) نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا(ص) فرمود:« چرا از او رو میگیری، او که تو را نمیبیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمیبیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمیبیند ولی بوی مرا که حس میکند
5)رسول خدا(ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه
دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان میخندند) زمانی
است که زن بیحجابی و بدحجابی میمیرد، و بستگان او را در قبر میگذارند و
روی آن زن را با خشت و خاک میپوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان میخندند
و میگویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک میکرد و به
گناه میانداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را
نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را میپوشانند.
6) در يك روز باراني حضرت علي(عليهالسلام) با پيامبر(صلياللهعليهوآله) در بقيع بودند كه زني سوار بر الاغ از آنجا عبور ميكرد. ناگهان پاي الاغ در چالهاي فرو رفت و زن از بالاي آن به زير افتاد. رسول خدا به سرعت روي خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند اين زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت كند. سپس فرمودند: اي مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزينيد؛ چرا كه از پوشانندهترين لباسهاي شماست. و بهوسيلهي آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت كنيد. (البته بايد توجه داشت كه پيامبر، شلوار را به عنوان مكمل پوشش مطرح كردند، نه جايگزين پوشش!)
7)پیامبر فرموده اند:خدا مردانی را كه شبیه زن میشوند و زنانی را كه خود را شبیه مرد قرارمیدهند ، نفرین كرده است.
8)رسول خدا(ص) فرمودند:سه گروه، هرگز داخل بهشت نمیشوند :1- زنی که خود را درلباس وحرکات وامور دیگر شبیه مرد سازد و...
9)امام علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.
10)در حدیث قدسی آمده است :به بندگانم بگوئیدبه لباس دشمنانم در نیایند و خود را شبیه دشمنان من نکنند که در این صورت آنها هم دشمنان من خواهند بود
11)پیامبر می فرمایند:خداوند شما را از عریان شدن نهی کرده است پس شرم کنید از فرشتگانی که همراه شما هستند همان گرامیانی که از شما جدا نمی شوند مگر هنگام قضای حاجت و خلوت کردن با همسر
12)از رسول خدا(صلياللهعليهوآله) پرسيدند: آيا در تنهايي ميتوانيم کشف عورت کنيم؟ حضرت جواب دادند: خداوند بيش از مردم سزاوار است که از او شرم شود.( سنن ابن ماجه )
13)رسول خدا(صلياللهعليهوآله)فرمودند: خداوند شما را از عريان شدن بازداشته است؛(بحار الانوار ج. 56) لذا از عريان شدن بپرهيزيد.( سنن الترمذي )
14)حضرت علي(عليهالسلام) مي فرمايند: وقتي كسي عريان شود، شيطان به او نظر مياندازد و در او طمع مي كند؛ پس خود را بپوشانيد.( تهذيب )
15)پيامبر سه بار فرمود :خدايا ! زنان شلوار پوش را بيامرز . اى مردم ! شلوار
بپوشيد كه شلوار پوشاننده ترین جامههاى شماست و زنان خود را در موقعى كه
بيرون مىآيند با شلوار حفظ كنيد
16)پيامبر فرمود: صيانت زن او را شادابتر و زيبايىاش را پايدارتر مىكند
17)پيامبر فرمود: غذائی بخور که خود می پسندی ولی لباسی بپوش که مردم می پسندند
18)در روایت است که برای پیامبر چند قواره پارچه آوردند پیامبر قواره ای را به یكی از یاران خود داد و به او فرمود كه این را دو قسمت كن: قسمتی را برای خود جامه كن و قسمت دیگر آن را به همسرت بده تا برای خود روسری كند. بعد به وی فرمود: به همسرت بگو برای این پارچه آستری فراهم كند تا بدن وی از زیر آن نمایان نباشد.( سنن أبی داود، ج 2)
19)رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هلاكت زنان امت من در دو چيز است: «طلا و لباس نازك».( شيخ مفيد، امالي).
20)حضرت علي(ع) فرمودند: بر شما باد بر پوشيدن لباس ضخيم؛ چرا كه هركس لباسش نازك باشد، دينش نازك است.
21)اسماء دختر ابوبکر و خواهر عایشه به خانه پیغمبراکرم(ص) آمد درحالی که
جامههای نازک و بدن نما پوشیده بود.رسول اکرم(ص)روی خویشرا ازوی برگرداند و
فرمود:ای اسماء همین که زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن او
دیده شود مگر ازمچ دست به پایین و صورتش(الدرالمنثورج 5)
22)رسول خدا(ص) وضعيت دوران ما را از قبل پيش بيني ميكنند: در آخر امت من، مرد نماهايي هستند كه سوار بر وسايل نقليه خود، بر در مساجد پياده ميشوند. زنان اينان، پوشيدههايي برهنهاند كه موهايشان برآمده است. اينها زنان نفرينشدهاند.( المحاسن، ج1)
23)رسول خدا(ص) میفرماید: برای زن جایز نیست مچ پایش را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او را لعنت میکند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ میشود. سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت میکنند. چهارم: عذاب دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است.هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر شوهرش آشکار نمیکند و همچنین موی سر و مچ پای خود را نمایان نمیسازد و هر زنی که این کارها را برای غیرشوهرش انجام دهد دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسیت به خود خشمگین کرده است.
24)رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:1- زر و زيور خود را در منظر و
ديدگاه غيرشوهر مگذار و در غياب شوهر خود را خوشبو مكن و مچ پا را نشان مده
اگر چنين كنيد دينتان را تباه و خدا را به خشم آورده ايد.
25)پيامبر اکرم(ص)زنان را از پوشيدن لباسهاي توجه برانگيز بر حذر ميداشتند.
26)امام صادق(ع) به یکی ازخواهران محمدبن ابیعمیر فرمود : وقتی که به دیدار برادرت رفتی لباسهای رنگارنگ و تحریکآمیز برتن نکن.
27)رسول حق (ص) به حولا فرمود :روسرى خود را كه جلب نظر مى كند نشان مده اگر چنين كني دينتان را تباه و خدا را به خشم آورده اي.
28)امام رضا (ع):هر کس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گری کند خدا رحمتش را از او باز می دارد .(همراه با نماز)
29)پيامبر فرمود: لباسی بپوش که انگشت نمای مردم نشوی و عزت واحترامت هم محفوظ بماند.
30)فضيل بن يسار مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم كه آيا ساعد های زن از قسمتهائي است كه بايد از غير محارم بپوشاند ؟ فرمود بلي و آنچه زير روسري قرار مي گيرد بايد پوشيده شود همچنين از محل دستبند به بالا بايد پوشيده شود . (كافي جلد 5 )
31)نمایان ساختن تمام بدن برای زوج رواست و سر و گردن را می توان در برابر
پسر و برادر آشكار كرد، اما در برابر نا محرم باید از چهار پوشش استفاده
كرد: پیراهن (درع)، روسری (خمار)، پوششی وسیع تر از روسری كه بر روی سینه
می افتد (جلباب) و چادر (ازار).(مجمع البحرین).
32)عایشه می گوید: دختر عبدالله بن طفیل كه برادر مادری من بود در حالی كه زینت كرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پیامبر(صلی الله علیه وآله)نیز وارد شد و هنگامی كه او را دید از او روی برگرداند. عایشه گفت یا رسول الله این دختر، بردار زاده من و خردسال است! پس پیامبر فرمود: هنگامی كه زن به دوران عادت ماهانه رسید بر او جایز نیست كه جز روی خود موضع دیگری را نمایان كند.( جامع البیان، ج 9)
33)امام صادق(ع) ميفرمودند:«سزاوار نيست زن مسلماني، لباسي بپوشد كه بدن وي را نميپوشاند»34)عبداللّه بنعباس، مفسّر و شاگرد سرشناس اميرالمؤمنين علي(ع) گفته است:زن (بايد) مو و سينه و دور گردن و زير گلوي خود را بپوشاند.»( مجمع البيان، ج7)
35)از حدیث امام باقر استفاده میشود که محارم زن مانند برادر، پدر و ... حق
ندارند به همه جای زن بنگرند و زن نیز نباید بگذارد پایینتر از جای گردنبد
و بالاتر از مچ دست آشکار گردد. چنین نیست که زن نزد محرمها، هر لباسی
بپوشد و با هر آرایشی بیرون آید واندام خود را بنمایاند.
36)يكي از اصحاب پيامبر ميگويد روزي نشسته بودم و لباسم كنار رفت و ران پايم
پيدا شد. پيامبر كه در حال عبور بودند، به من گفتند: ران خود را بپوشان كه
جزء عورت است.( مسند احمد )(قابل توجه برخی آقایان)
37)حضرت موسي(عليهالسلام) آنقدر بر پوشيدگي خود محافظت ميكرد كه مردم ميپنداشتند وي بيماري جسماني دارد. رسول خدا(صلياللهعليهوآله) دربارهي او ميفرمود: همانا موسي مردي باحيا و پوشيده بود كه به دليل حيايش، هيچ نقطه از بدن وي ديده نشد و لذا هنگامي كه ميخواست وارد آب شود تا بدنش وارد آب نميشد، لباس خود را بيرون نميآورد؛ در حالي كه بنياسرائيل حيا نميكردند و در برابر هم براي شستشو برهنه ميشدند و به يكديگر نگاه ميكردند.
38)پيامبر اكرم(صلياللهعليهوآله) هم هرگاه ميخواستند غسل كنند، كسي بهوسيلهي پرده ايشان را مستور ميساخت.
39)امام صادق(عليهالسلام) پوشيدگي شديد لقمان را از علل حكيم شدن وي ميدانند. (قابل توجه کسانی که می گویند پوشش فقط برای زن است)
40)پيامبر روزي يكي از كارگران خود را ديد كه در فضاي باز غسل ميكند. به وي فرمود: نميبينم از خدايت شرم كرده باشي! مزدت را بگير ما نيازي به تو نداريم.( المصنف )

واژگان كليدى: حجاب، تاريخ حجاب و پيشينه حجاب در اسلام.
مقدمه
صرف نظر از مباحثى چون ادله حجاب، محدوده حجاب اسلامى، فلسفه آن و مباحث ديگر، يكى از مباحث لازم در اين باره، بررسى پيشينه اين حكم است; به اين معنا كه آيا اسلام خود قانون و دستور خاصى براى پوشش زنان در برابر مردان نامحرم ارائه داده است يا نه، رسم موجود بين بانوان مسلمان ريشه اى ديرينه دارد؟ ضرورت طرح اين بحث از آن جا ناشى مى شود كه برخى مدعى شده اند: «ارتباط عرب با ايران از موجبات رواج حجاب در قلمرو اسلام شد»2 و معتقدند كه «حجاب رايج ميان مسلمانان عادتى است كه از ايرانيان، پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرد». برخى ديگر نيز گفته اند: «حجاب از ملل غير مسلمان روم و ايران به جهان اسلام وارد شده است».3 اين مقاله در صدد كشف اثبات اين مسئله است.
مفهوم شناسى
قبل از ورود به بحث لازم است معناى واژه حجاب و مقصود از حجاب بيان شود.
مفهوم لغوى حجاب
به گفته اهل لغت اين واژه به صورت متعدى و به معناى در پرده قرار دادن به كار مى رود. ابن دريد مى گويد: «حجبت الشىء. .. اذا سترته، و الحجاب: السِّتر...، احتجبت الشمس فى السحاب اذا تستترت فيه.4 حجاب، پوششى است كه روى شىء را فرا مى گيرد و حجاب يعنى پرده...، زمانى كه خورشيد در ابر فرو مى رود عرب مى گويد: احتجبت الشمس فى السحاب». فيومى اين واژه را چنين توضيح مى دهد:
حجب فعلى متعدى است و به معناى مانع شدن به كار مى رود. به پرده، حجاب مى گويند، زيرا مانع از ديدن است، و به دربان، حاجب گفته مى شود، زيرا وى مانع از ورود افراد است. اين واژه در اصل بر موانع جسمانى اطلاق مى گردد، ولى برخى مواقع به موانع معنوى نيز حجاب گفته مى شود.5
از گفتار اهل لغت مى توان نتيجه گرفت كه در زبان عرب، حجاب به پوششى گفته مى شود كه مانع از ديدن شيئى پوشانده شده مى شود. شهيد مطهرى نتيجه تحقيقات لغوى خود را درباره اين واژه، چنين بيان مى كند:
كلمه حجاب هم به معنى پوشيدن است و هم به معنى پرده و حاجب، بيشتر استعمالش به معنى پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مى دهد كه پرده وسيله پوشش است و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نيست; آن پوشش حجاب ناميده مى شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.6
اين واژه در قرآن و حديث نيز با عنايت به همين معناى لغوى به كار رفته و معناى خاصى پيدا نكرده است.7 شهيد مطهرى مى فرمايد:
در قرآن كريم در داستان سليمان غروب خورشيد را اين طور توصيف مى كند: «حتى توارت بالحجاب» يعنى تا آن وقتى كه خورشيد در پشت پرده مخفى شد. تعبير حجاب با همين معنا در آيه 51 سوره شورى و نيز در آيه 53 سوره احزاب به كار برده شده است... . در دستورى كه امير المومنين(عليه السلام) به مالك اشتر نوشته است مى فرمايد: «فلا تطولن احتجابك عن رعيتك» يعنى در ميان مردم باش كمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان كن. حاجب و دربان تو را از مردم جدا نكند بلكه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار ده.8
مفهوم اصطلاحى حجاب
حجاب در علومى چون عرفان و طب و شايد ديگر علوم، اصطلاح خاصى دارد9اما در مسئله مورد بحث اين نوشتار كه مسئله اى فقهى است داراى معناى خاصى نيست. اين واژه در فقه در معناى لغوى خود كه همان پرده حائل ميان دو چيز باشد به كار رفته و معناى جديدى براى آن ايجاد نشده بود. در دوران متأخر اين واژه معناى اصطلاحى خاصى پيدا كرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است. شهيد مطهرى در اين باره مى فرمايد:
استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن اصطلاح نسبتاً جديدى است. در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه ستر كه به معنى پوشش است به كار مى رفته است. فقها چه در كتاب الصلوة10 و چه در كتاب النكاح11 كه متعرض اين مطلب شده اند كلمه ستر را به كار برده اند نه كلمه حجاب را. بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمى شد و ما هميشه همان كلمه پوشش را به كار مى برديم، زيرا چنان كه گفتيم معنى شايع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به كار برده مى شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده كه عده زيادى گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خود نمايى نپردازد. آيات مربوطه همين معنى را ذكر مى كند و فتواى فقها هم مؤيد همين مطلب است... در آيات مربوطه، لغت حجاب به كار نرفته است. آياتى كه در اين باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب حدود پوشش و تماس هاى زن و مرد را ذكر كرده است بدون آن كه كلمه حجاب را به كار برده باشد. آيه اى كه در آن كلمه حجاب به كار رفته است مربوط است به زنان پيغمبر اسلام.12
معناى اصطلاحى جديد اين واژه، عبارت است از پوششى كه زن در برابر نامحرمان بايد استفاده كند و از جلوه گرى و خود نمايى بپرهيزد. در اين نوشتار نيز همين معناى اصطلاحى مورد نظر است، نه پرده نشينى زنان. ترديدى نيست كه حجاب در اين اندازه يكى از احكام مشترك اديان ابراهيمى13 و از احكام ضرورى اسلام بوده و همه طوايف اسلامى بر آن اتفاق نظر دارند.
حجاب در ايران و روم باستان
در كتاب تاريخ تمدن مى خوانيم:
پس از داريوش مقام زن خصوصاً در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد. زنان فقير چون براى كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادى خود را حفظ كردند، ولى در مورد زنان ديگر گوشه نشينى زمان حيض كه بر ايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگى اجتماعى شان را فرا گرفت... . زنان طبقات بالاى اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمى شد كه آشكارا با مردان آميزش كنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هيچ مردى را و لو پدر يا برادرشان باشد ببينند در نقشهايى كه از ايران باستان بر جاى مانده هيچ صورت زن ديده نمى شود و نامى از ايشان به نظر نمى رسد.14
شهيد مطهرى از سخنان جواهر لعل نهرو چنين استنباط مى كند كه او معتقد است كه «روميان نيز (شايد تحت تأثير قوم يهود) حجاب داشته اند و رسم حرم سرادارى نيز از روم و ايران به دربار خلفاى اسلامى راه يافت».15
پوشش زنان عرب قبل از اسلام
شواهد متعددى از قرآن حاكى از اين نكته است كه در جامعه عرب قبل از اسلام زنان براى حضور در اجتماع از پوشش مناسب و مطلوبى برخوردار نبودند. به همين دليل همسران پيامبر ـ صلوات اللّه و سلامه عليه و آله ـ از متابعت آن الگو منع مى شوند:
يا نِسَاء النَّبِى لَسْتُنَّ كَأَحَد مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا* وَقَرْنَ فِى بُيوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيةِ الْأُولَى; اى همسران پيامبر شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر ]نيستيد اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آن كه در دلش بيمارى است طمع ورزد و گفتارى شايسته گوييد. و در خانه هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينت هاى خود را آشكار مكنيد.16
دستورهاى اصلاحى اسلام نسبت به پوشش زنان نيز حاكى از برخى نقص ها و كاستى ها در پوشش زنان آن دوره و فاصله آن با پوشش مورد سفارش اسلام است:
يا أَيهَا النَّبِى قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يدْنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يعْرَفْنَ فَلَا يؤْذَينَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا;17 اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش هاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آن كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديك تر است و خدا آمرزنده مهربان است.18 همين نكته، از آيات سوره نور نيز كه درباره آن ها بحث خواهد شد، فهميده مى شود. شأن نزول آيه 30 سوره نور اشاره اى به كيفيت پوشش قبل از دستور حجاب دارد. در اين شأن نزول آمده است «كان النسا يتقنعن خلف آذانهن; زنان دنباله مقنعه خود را به پشت گوش هاى خود مى انداختند» بنا بر اين، گلو و بنا گوش آن ها هويدا بود. تاريخ پژوهان نيز اين نكته را كه زنان جزيرة العرب از حجاب مناسبى برخوردار نبودند، تأييد مى كنند.19
اكنون سخن در اين است كه اين وضعيت به دنبال وضع قانون اسلامى مبنى بر ضرورت حجاب بر هم خورد.
حجاب در قرآن
مسئله حجاب در دو سوره از سوره هاى قرآن مطرح شده است. ابتدا اين نكته به طور اجمال در سوره احزاب آيه 59 مطرح شده20، و سپس با تفصيل بيشتر در سوره نور آمده است:
و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيوبِهِنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيرِ أُوْلِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيعْلَمَ مَا يخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ; و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پيداست، و بايد روسرى خود را بر گردن خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمت كاران مرد كه [از زن ]بى نيازند يا كودكانى كه بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نكرده اند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه اى به زمين ]نكوبند تا آنچه از زينت شان نهفته مى دارند معلوم گردد. اى مؤمنان!همگى [از مرد و زن ]به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد. وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِى لَا يرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيسَ عَلَيهِنَّ جُنَاحٌ أَن يضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيرَ مُتَبَرِّجَات بِزِينَة وَ أَن يسْتَعْفِفْنَ خَيرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ; و بر زنان از كار افتاده اى كه [ديگر ]اميد زناشويى ندارند گناهى نيست كه پوشش خود را كنار نهند [به شرطى كه] زينتى را آشكار نكنند، و عفت ورزيدن براى آن ها بهتر است و خدا شنواى داناست.
در شأن نزول آيه 30 سوره نور « قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم ويحفظوا فروجهم...» جناب كلينى به سند خويش از سعد اسكاف نقل مى كند كه امام باقر(عليه السلام)فرمود:
جوانى از جماعت انصار در شهر مدينه با زنى روبه رو شد. در آن زمان زنان پوشش سر خود را پشت گوش هاى خود مى انداختند [در نتيجه، بنا گوش و گردن ايشان هويدا بود. ]وقتى زن از كنار وى گذشت جوان سر را به عقب برگرداند و هم چنان كه راه مى رفت وى را نظاره مى كرد و وارد كوچه اى شد و در حالى كه به پشت سر خود نگاه مى كرد به راه خود ادامه داد كه صورتش به استخوان يا تكه شيشه اى كه از ديوار بيرون زده بود برخورد كرد و شكست. وقتى آن زن از نظرش محو شد نگاه كرد و ديد كه بدن و لباسش خونين شد. [به خود آمد] و گفت: به خدا سوگند خدمت رسول خدا مى رسم و او را از اين مسئله خبر دار مى كنم. پس خدمت رسول خدا شرفياب شد. پيامبر از حال وى جويا شد و او جريان را به اطلاع آن جناب رساند. پس جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم ويحفظوا فروجهم ذلك أزكى لهم إنّ الله خبيرٌ بما يصنعون.21
سيوطى نيز اين شأن نزول را به نقل از ابن مردويه از امام على(عليه السلام)نقل كرده است.22 از اين شأن نزول مى توان استنباط كرد كه اولين آياتى كه در تشريع حجاب و بيان محدوده نظر نازل شده، همين آيات سوره نور است.
گزارش هاى تاريخى حاكى از آن است كه مسلمانان بعد از نزول اين آيات، رويه متفاوتى را پيش گرفتند و با شنيدن اين آيات به ضرورت ايجاد تغييرات و دگرگونى هايى در چگونگى پوشش زنان پى بردند و به همين دليل بعد از نزول اين آيات، زنان با پوشش هاى متفاوتى در اجتماع حاضر مى شدند. مثلا طبرى (244ـ310 ق) در تفسير خود آورده است:
عن عائشه زوج النبى(صلى الله عليه وآله) انّها قالت يرحم الله النساء المهاجرات الاول لما انزل الله«وليضربنّ بخمرهنّ...» شققن اكثف مروطهن فاختمرن به;23رحمت خدا بر زنان مهاجر پيشگام باد كه هنگامى كه خداوند فرمان حجاب را نازل فرمود، ضخيم ترين پوشش هاى پشمين خود را برش داده و با آن سر و گردن خود را پوشاندند.
سيوطى (849ـ911 ق) نيز به سند خود از ام سلمه نقل مى كند كه بعد از نزول آيه «يدنين عليهن من جلابيبهن» زنان انصار از منازلشان با پوشش هاى مشكى خارج مى شدند به گونه اى كه به نظر مى رسيد بر سر ايشان كلاغى نشسته است.24 به گفته سيوطى اين گزارش ذيل آيه «وليضربن بخمرهن» از سوره نور نيز در جوامع روايى متعددى نقل شده است.25 در كلام ديگرى آمده است كه نزد عايشه از برترى زنان قريش سخن به ميان آمد. او گفت زنان قريش صاحبان فضيلت اند اما به خدا قسم من در پاى بندى به كتاب خدا و ايمان به قرآن كسى را برتر از زنان انصار نديدم. وقتى آيه «وليضربنّ بخمرهنّ على جيوبهنّ» نازل شد و مردان اين آيه را در خانه ها بر زنان خود خواندند، بعد از آن هر يك از آن زنان با لباس خود، سر و كناره هاى صورتش را مى پوشاند. آنان وقتى صبح پشت سر رسول خدا به نماز ايستادند سر و گردن خود را پوشانده بودند به گونه اى كه خيال مى كردى بر سر آن ها كلاغ نشسته است.26
از آنچه گذشت معلوم مى شود كه برداشت مردم از اين آيات، ضرورت تجديد نظر در چگونگى حضور زنان در اجتماع و بين نامحرمان بود.
فقها و مفسران نيز مفاد اين آيات را وجوب پوشش خاص براى زنان در برابر مردان نامحرم دانسته اند.27 در محدوده دلالت آيات، 32ـ33 و 53 سوره احزاب28نيز بين مفسران اختلاف است.
تاريخ نزول سوره احزاب و نور
به اتفاق دانشمندان علوم قرآن سوره هاى نور و احزاب از سوره هاى مدنى قرآن هستند. بر اساس نقل بسيارى از دانشمندان علوم قرآن سوره احزاب كه متعرض حوادث سال پنجم هجرى است چهارمين يا پنجمين سوره اى است كه در مدينه بر پيامبر اكرم ـ صلوات الله و سلامه عليه ـ نازل شد و سوره نور نيز بعد از سوره نصر كه بعد از صلح حديبيه [سال ششم هجرى] و قبل از فتح مكه [ماه رمضان سال هشتم ]در مدينه بر پيامبر نازل شده است.29
محققان تاريخ اسلامى نيز معتقدند كه سوره نور به طور تقريبى در سال هشتم هجرى آغاز شد، زيرا اين سوره بعد از سوره نصر كه در سال هشتم نازل شد و در تاريخ نقل شده كه پيامبر بعد از اين سوره دو سال در قيد حيات بود و سوره نور بعد از سوره احزاب كه نزول آن از آغاز سال پنجم شروع شد، نازل شده است. به روايت ابن عباس چندين سوره بين زمان نزول سوره نور و احزاب فاصله شده است.30
شواهد روايى
شواهد روايى متعددى نيز گوياى اين نكته اند كه حجاب در زمان رسول خدا واجب شد و آن جناب با كسانى كه خود را با وضعيت جديد وفق نداده بودند و هنوز از پوشش مرسوم گذشته استفاده مى كردند برخورد مى كرد و تذكر مى داد.
در رواياتى از سوى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) محدوده حجاب بيان شده است. به عنوان نمونه در روايتى آمده است كه نمايان ساختن تمام بدن براى زوج رواست و سر و گردن را مى توان در برابر پسر و برادر آشكار كرد، اما در برابر نا محرم بايد از چهار پوشش استفاده كرد: پيراهن (درع)، روسرى (خمار)، پوششى وسيع تر از روسرى كه بر روى سينه مى افتد31 (جلباب) و چادر (ازار)32.
شيخ صدوق به سند خود از امام صادق(عليه السلام) و آن حضرت از پدران خود از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل مى كنند كه آن حضرت فرمود:
روا نيست زنى كه به دوران عادت ماهانه بلوغ رسيده موى جلوى سر و گيسوان خود را آشكار كند.33
در روايت ديگرىآمده است كه براى پيامبر(صلى الله عليه وآله) چند قواره پارچه آوردند. پيامبر قواره اى را به يكى از ياران خود داد و به او فرمود كه اين را دو قسمت كن: قسمتى را براى خود جامه كن وقسمت ديگر آن را به همسرت بده تا براى خود روسرى كند. بعد به وى فرمود: به همسرت بگو براى اين پارچه آسترى فراهم كند تا بدن وى از زير آن نمايان نباشد.34
هم چنين در روايتى آمده است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) با جابر بن عبدالله انصارى به خانه فاطمه((عليها السلام)) رفتند. پيامبر اجازه ورود خواست و فرمود من و كسى كه همراه من است وارد شويم. فاطمه فرمود: روسرى بر سر ندارم پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: قسمت اضافه روپوش خود را بر سر خود بگير و بعد پيامبر(صلى الله عليه وآله) و جابر بر حضرت زهرا وارد شدند.35
برخى روايات نشان مى دهد زنانى كه خود را با وضع جديد تطبيق نداده بودند مورد اعتراض قرار مى گرفتند. عايشه مى گويد: دختر عبدالله بن طفيل كه برادر مادرى من بود در حالى كه زينت كرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پيامبر(صلى الله عليه وآله)نيز وارد شد و هنگامى كه او را ديد از او روى برگرداند. عايشه گفت يا رسول الله اين دختر، بردار زاده من و خردسال است! پس پيامبر فرمود: هنگامى كه زن به دوران عادت ماهانه رسيد بر او جايز نيست كه جز روى خود موضع ديگرى را نمايان كند.36
در گزارش ديگرى نيز عايشه مى گويد كه اسماء دختر ابى بكر در حالى كه پوششى نازك بر تن داشت بر پيامبر(صلى الله عليه وآله)وارد شد. پيامبر(صلى الله عليه وآله)از وى روى گرداند و به وى فرمود: اى اسماء! وقتى زن به سنى رسيد كه عادت ماهانه براى او اتفاق مى افتد جايز نيست كه جز صورت و دست وى تا قدرى بالاى مچ در معرض ديد ديگران قرار گيرد.37
قبل از غزوه طائف دو نفر كه عموم مردم «غير اولى الاربه; مردى كه از زن بى نياز است.» به حساب مى آوردند جمال و وضع ظاهرى زنى از اهالى طائف را تعريف مى كردند كه چنين و چنان است. پيامبر(صلى الله عليه وآله)سخن ايشان را شنيد و درباره اين دو نفر فرمود: مى بينم كه شما دو نفر به زنان تمايل داريد (غير أولى الأربه نمى باشيد) آن گاه دستور داد آن دو را به محلى به نام «عرايا» تبعيد كردند.38 اين قضيه حاكى از آن است كه قبل از فتح طائف كه در شوال سال هشتم هجرى اتفاق افتاد39 مسئله حجاب و رعايت حريم زنان مطرح بوده است.
اين روايات اگر چه از نظر سند و دلالت نيازمند بررسى است، اما روى هم رفته حاكى از اين موضوع است كه حجاب قبل از آن كه بين مسلمانان و ايرانيان يا روميان ارتباطى بر قرار شود، تشريع شده و پشتوانه اى دينى داشته است و چنين نبود كه پس از تعامل با ديگر ملل، بين مسلمانان پيدا شده باشد.
زمان بر قرارى ارتباط ميان اسلام و ايران و روم
سر آغاز ارتباط ايرانيان و روميان با اسلام به زمانى باز مى گردد كه رسول خدا ـ عليه آلاف التحية و الثناء ـ تصميم گرفت دعوت خويش را گسترش داده و ايران و روم و ملل ديگر را به اسلام دعوت نمايد. بر اساس گزارش هاى تاريخى، پيامبر ـ عليه آلاف التحية و الثناء ـ در سال ششم هجرى براى حاكمان ايران و روم نامه نگارى و دعوت خويش را از ايشان آغاز كرد. البته اين مرحله، ارتباطى برقرار نشد و ارتباط ايرانيان با مسلمانان تا زمان خليفه دوم در همين حد باقى ماند و در دوره حكومت خليفه دوم كه مسلمانان ايران را فتح كردند ارتباط تنگاتنگى ميان آن ها به وجود آمد و زمينه تأثير گذارى ها و تعامل فرهنگى فراهم شد. ارتباط ميان روميان و مسلمانان نيز به همين دوران باز مى گردد.
با مقايسه اى سطحى ميان تاريخ نزول آيات حجاب و تشريع حجاب در اسلام و زمان پيدايش ارتباط ميان مسلمانان عرب و ديگر ملل، نادرستى پندار تسرّى حجاب از ساير ملل به اسلام عيان مى گردد.
شواهدى متعارض
به رغم آن چه گفته شد با گزارشهايى روبه رو مى شويم كه حاكى از آن است كه مردان نا محرم با زنانى برخورد نموده و آن ها را شناخته اند. به عنوان نمونه، سبيعه دختر حرث كه همسر سعد پسر خوله از قبيله بنى عامر بود و در جنگ بدر حضور داشت مى گويد: شوهرم در سال حجة الوداع از دنيا رفت و من حامله بودم و بعد از مدت كوتاهى از فوت او وضع حمل كردم و پس از پشت سر گذاشتن دوران نقاهت، خود را آرايش كردم. مردى به نام ابوالسنابل پسر بعكك از قبيله بنى عبدالدار بر من وارد شد و وقتى مرا در آن حال ديد به من ايراد گرفت كه چرا آرايش كردى؟ مى خواهى ازدواج كنى! به خدا قسم تو تا چهار ماه و ده روز نبايد چنين كنى! سبيعه مى گويد: با شنيدن اين سخنان خود را جمع كردم و شب هنگام خدمت پيامبر(صلى الله عليه وآله)رسيدم و مسئله را از او سؤال كردم. او به من چنين دستور داد: با وضع حمل، دوران عده تمام شده و اگر بخواهى مى توانى ازدواج كنى.40
اين نقل به روشنى دلالت مى كند كه در سال آخر عمر رسول خدا(صلى الله عليه وآله)و بنا بر شواهدى كه گفته شد بعد از گذشت حدود دو سال از زمان وجوب حجاب، زنى مسلمان در برابر نامحرم به گونه اى حاضر شده كه مرد نامحرم وى را شناخته است. آيا اين گزارش ها با وجوب حجاب در آن دوره منافاتى ندارد؟ اين گزارش ها با توجه به آن چه در اين نوشتار استنباط شده چگونه قابل جمع است؟
اگر فرض را بر صحت اين گزارش ها قرار دهيم و تعارضى بين اين گزارش ها و شواهد داخلى آن وجود نداشته باشد41 به چند صورت مى توان بين اين گزارش ها و وجوب حجاب در آن زمان جمع كرد:
1. بر فرض صحت نقل ها وقتى انسان گزارشى را به صورت هاى گوناگون و با زياده و نقصان مشاهده مى كند، چگونه مى توان به جزئيات مطرح در اين گزارش ها بها داد و بر آن استناد كرد و در نتيجه با مطالبى قطعى يا دست كم مطالبى كه از در صد قطعيت بالايى برخوردار است معارض دانست؟ اين نكته با توجه به آن چه در تاريخ حديث به اثبات رسيده كه اهل سنت دست كم در سده اول هجرى از ثبت و ضبط احاديث اجتناب كردند بسيار موجه است و شايد به همين دليل است كه در فقه روايات نبوى چندان كاربردى ندارد. شعرانى درباره رواياتى كه به طور گوناگون نقل شده است معتقدند: آن چه از اين روايات در اين موارد مى تواند مورد استناد قرار گيرد چكيده سخن است كه مردم به طور معمول قادر بر حفظ و ضبط آن هستند و خصوصيات الفاظ و كلمات به دليل مختلف بودن قابل استناد نيستند.42 ايشان در جاى ديگر مى فرمايد: شيوه معاصران ما در تمسك به ويژگى هاى الفاظى كه روايت مى شود و جزئيات آن و ادعاى ظن اطمينانى با استناد به اين امور قابل اعتماد نيست.43
2. از صحت اين گزارش ها مشروط بر اين كه ثابت شود كه مربوط به بعد از وجوب حجاب است، مى توان نتيجه گرفت در آن زمان صورت زن ها باز بوده و بنابراين، دستور پوشش شامل صورت نمى شود. چنان كه برخى از حديث «خثعميه»44 چنين استنباط كرده اند.45 شايد بتوان گفت اين استنباط، منوط به اين است كه پاى بندى فردى كه اين رفتار از وى مشاهده و گزارش شده به دستورهاى شرع مقدس اثبات گردد.
در پاسخ به اين سؤال كه آيا در اين موارد سكوت معصوم تقرير رفتار وى حساب نمى شود، بايد گفت ممكن است اعتراض معصوم نقل نشده باشد.
پرده نشينى
ممكن است كسانى كه مدعى شده اند كه حجاب از ايران و روم بين اعراب مسلمان راه يافته، مقصودشان از حجاب پرده نشينى زنان باشد. شهيد مطهرى بعد از تخطئه اين ادعا كه حجاب از ايران يا جاى ديگرى به اسلام وارد شده باشد و ارائه شواهد مختصرى بر اين امر، مى فرمايد:
فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غير عرب، حجاب از آن چه در زمان رسول اكرم وجود داشت شديدتر شد نه اين كه اسلام اساساً به پوشش زن هيچ عنايتى نداشته است.46
البته برخى سخت گيرهاى از جانب خليفه دوم، حتى در زمان حيات رسول خدا(صلى الله عليه وآله)گزارش شده كه در برخى موارد با عكس العمل برخى زنان رسول خدا رو به رو شده است. صحت و سقم اين گزارش ها و در مرحله بعد يافتن منشأ اين طرز فكر امرى در خور بررسى و پژوهش است. بعيد نيست كه سخنان ويل دورانت و جواهر لعل نهرو ـ در ابتداى نوشته نقل شد ـ صرفاً ناظر به پرده نشينى زنان باشد و به ستر و پوشش آنان عنايتى نداشته اند.
برخى محققان نيز منكر پشتوانه دينى براى نقاب زدن و برقع بر چهره افكندن شده اند و آن را رسمى دانسته اند كه از ديگر ملل وارد فرهنگ اسلامى شده، البته اين خود نيازمند تحقيقى مستقل است.47
نتيجه گيرى
اگر چه رسم حجاب در بين اقوام غير عرب مرسوم بوده است اما حجاب در بين زنان عرب نشأت گرفته از اقوام ديگر نيست. حكم حجاب به طور واضح در سال هشتم هجرى نازل شد و اين زمانى بود كه هنوز اسلام از جزيرة العرب پاى بيرون نگذاشته بود و به دنبال آن، زنان مسلمان عرب از اين دستور پيروى كردند. در دو سال باقيمانده از عمر رسول خدا گزارش هايى موجود است كه آن جناب با كسانى كه هنوز خود را با وضعيت جديد تطبيق نداده بودند برخورد مى نمود.
امروز مي خواهم چند تا فيلتر شكن (Filter Breaker)براي شما معرفي كنم اين فيلتر شكن ها كه خدمت شما معرفي مي كنم صد در صد كار مي كنه و تضميني است و كاملا رجستري شده است و شما مي تونيد بدون هيچگونه شك و ترديدي ازشون استفاده كنيد.البته...........
چشم شیطان (Aye of satan) : این نماد نیز به معنای چشم « شیطان و نظارت و اقتدار » است و کمتر شناخته شده است .


همچنین گفتنی است که فمنیستها از دو تبر رو به بالا به معنی مادرسالاری باستانی استفاده مینمودند.
این نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر میشود . امروزه نماد « فمنیسم » در واقع یک نماد برداشت شده دقیقا از سمبلهای شیطانی است .
پرچم رژیم صهیونیستی : قابل توجه جدی است که رژیم صهیونیستی
علاوه بر حمایتهای آشکار و پنهان ،حتی از قرار گرفتن نماد رسمی کشور
نامشروعش در کانون علائم
شیطانگرایان نیز پرهیز ندارد .

اعتقاد دارند چشم در
بالای هرم « چشم شیطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .
این علامت در پیشگویی ، جادوگری ، نفرینگری و کنترلهای مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار میگیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریکایی به کار رفته است .
صليب شكسته يا چرخ خورشيد (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشيد يك نماد باستاني است كه در برخي فرهنگهاي ديني همچون كتيبههاي بر جاي مانده از بوداييها و مقبرههاي سلتي و يوناني ديده شدهاست .لازم به توضيح است اين علامت سالها بعد توسط هيتلر به كار رفت، لكن برخي با هدف به سخره گرفتن مسيحيت اين سمبل را وارد شيطانپرستي كردند.



شیطان پرستی به چه معناست؟
شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قوی تر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خدا است.
در شیطان پرستی شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین،قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار داردو این دنیایی را که به عنوان دوزخ بر شمرده می شود را قانونمند می کند.
در شیطان پرستی،غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریکی و قدرت مطلق از نیروها و اجنه وروح های پلید و شیطانی نیزبرای رسیدن به اهداف خود استفاده میشود،در نهایت معنای شیطان پرستی،پرستش قدرت پلیدی است.
يك سمبل با عنوان «شماره تلفن شيطان» توسط گروههاي هوي متال(ادامه مطلب مراجعه شود) وارد ايران
اسلامي شده اما در حقيقت علامت انسان و نشانه جانور در ميان شيطانپرستان تلقي ميشود
و براساس مكاشافات
13:18 « ...پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زيرا كه عدد انسان است و عددش 666 است.» از
سالها پيش تاكنون اين عدد با اشكال مختلف بر روي ديوارهاي شهرهاي بزرگ كشور مشاهده ميشد.
اين سمبل نيز همان پنتاگرام است ،
با فرق اينكه انواع آن گاه پنجضلعي وارونه (snvertedpentagram) يا
ديو (Buphomet) و به شكل
در ميان نمادهاي شيطانپرستان به چشم ميخورد .برخي از شيطانگرايان محدوده جغرافيايي «تحت
سلطه» اين نماد و در واقع منطقه نفوذ شيطانگرايي را
در نقشه ذيل توصيف مينمايند . (محدوده در ايسلند و اروپا)درميان پنتاگراهاي قبلي تصوير سر يك بز تعبيه شده است كه
اقدامي ضد
مسيحي ، به اين معناست كه مسيحيان معتقدند كه مسيح همچون
يك بره براي نجات ايشان قرباني شده است و با توجه به اينكه ايشان
بز را نماد شيطان و در برابر بره ميدانند اين آرم را
انتخاب
كردهاند.برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.....
شیطان پرستی (به انگلیسی: Satanism) یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک میدانند. شیطان پرستی را در گروه «راه چپ» مخالف با «راه راست» طبقه بندی میکنند. دست چپیها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستیها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگتر بدست میآورند. در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمیکنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته میشود و عموماً آنها را افرادی میشناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش میکنند.برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید....

